المحقق السبزواري

597

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

فصل سوم : در آداب سلوك پادشاه نسبت به حكما و فقها و دانشمندان و اصحاب فتوا و درس [ 155 آ ] كه اصحاب ارشاد و هدايتند قبل از اين ، در اواخر باب امر به معروف و نهى منكر ، مجملى از فضايل علما و اهل دين و كيفيت سلوك پادشاه با ايشان مذكور شد ، و در فصل تواضع نيز فى الجمله اشاره‌اى شد و در اين مقام معاودت به آن مطلب نمىنمايد و اقسام علما و اصحاب فنون را در اين مقام ذكر مىكند : يك طبقه از علما ، حكمايند و ايشان جماعتىاند كه به فكرهاى عميق و نظرهاى بلند و رأيهاى صواب تفكّر در حقايق موجودات نموده باشند و به كنه حقيقتها رسيده باشند ، و از راه براهين صحيحه اطّلاع بر مبدأ و معاد به‌هم رسانيده و مرتبهء بلند از شناخت و توحيد و تنزيه مبدأ اول تحصيل نموده و معرفت مقرّبان درگاه احديّت از عقول و نفوس شريفه حاصل كرده و فنون علوم حكميّه را ، چون الهى و طبيعى و رياضى و اصول و فروع اين فنون را موافق قانون صحيح و حقّ صريح اكتساب نموده و احاطه بر اقوال و آراى حكما و دانايان پيش كرده و در تهذيب و تعديل قواى نفسانى و دواعى بدنى كوشيده و حبّ دنيا و آرزوهاى اين جهانى از دل بيرون كرده . و تعظيم و تكريم اين طبقه بر همه‌كس از لوازم و ضروريّات است و ايشان خلاصهء اهل عالم و وجود ايشان عزيز و نادر است و گاه باشد كه در چندين قرن بيش از يك يا دو از ايشان به‌هم نرسد و معرفت به حال ايشان نيز اكثر مردم را به‌هم نمىرسد ، چه اكثر اوقات مدّعيان باطل و جماعتى كه حكيم نيستند خود را متشبّه به ايشان مىسازند و بنابر حبّ رياست و ميل به آنكه ايشان را مردم كامل دانند ، دعوى كمال و حكمت‌دانى مىكنند و ممارست بعضى الفاظ و سخنان حكما نموده ، خود را به ايشان مىبندند و تعصّب ايشان مىكشند بىآنكه پى به اصلى برده باشند و به حقايق اين علوم مطابق واقع رسيده باشند و اغراض و فوايد اين فنون را تحصيل نموده . و گروهى ديگر قدرى از ظواهر سخنان حكما مطالعه نموده باشند و عمدهء اوقات و خلاصهء زندگى را صرف مغالطات و تشكيكات و مناقشات و مجادلات و فضول و زوايد بىفايده كنند ، و در هيچ حكم راهى به حقّ نبرند و جزم به چيزى نكنند و حيرت و جهل مضاعف كه از مرضهاى شديدهء نفسند بر ايشان غالب باشد و اوقات عمر گرانمايه و ازمان مهلت حيات را صرف